تبلیغات
ʇaķing Ovεr мε - لنگه کفش قرمز

لنگه کفش قرمز

شنبه 23 دی 1391 10:26 ب.ظ

نویسنده : Shirin shafee

سلااااااااااااااااام ملت 


من از اولی که این وب رو بنا کردم در پی حل معمایی بودم که......من دقیقا دارم به کیا سلام میدم


خــــــــب!!!!!!!!

انقد بدم میاد از اینایی که میان میگن ما هیچی نخوندیمممم واااای ما استرس داریــــــــــم واااای صفــــــر میشیم.......بعد امتحان میدن میان بیرون میگن بیست میشیم،میپرسی چطوری؟تو که قلبش داشتی از زار زدن میمردی،میگن:چیه میخوای بیست نشم؟ناسلامتی از ساعت هفت صبح تا ده شب خوندما

من:  تو بیجا میکنی یه بار دیگه دورو بره من پر بزنی،میزنم صدا بز بدی شلغوزه بدقواره

والااااااااا برنی بمیرن نفهمن از کجا خوردنا...................

بعضیا هم که ماشاءالله هزار ماشاءالله همچین نطقشون گویا شده که یه مادر مرده ای تازه ببینتشون فکر میکنه از فرنگ در رفتن یهویی فرتی از این ایران سردرآوردن.

بســــــــــــه بســــــــه .......ما فهمیـــــــــدیم تو باحالــــــــــی،تو گلهای گــــــــــــل تو آقای فردوس پور،چرا میخند؟ 


شنیدیم که بعضی استادای بعضی زبانکده ها بعضی خرابکاری هارو مرتکب شدن بعضیا انداختنشون بیرون.....


مامان ملت براشون چی میخره مامان من چی میخره.......

صبح بلند شدم با لبخند ملیح یه آبنبات رنگارنگ چوبی گرفته سمتم میگه برای توئه.... 

من: آبنبات اونوقت؟

مامان:آرههههههه...... 

من:برای من اونوقت؟

مامان:نه پ برای پسر همسایه 

من:با این سنم لیس بزنم آبنباتو اونوقت؟مامان گاهی وقتا یه کارایی میکنی که کسی که از بدو تولد نمیتونسته بحرفه نطقش باز میشه هر هر میخنده 

مامان:برو بابا،خوبی به تو نیومده......



دروغ میگممممممم؟والا بخداااااااااااااااااااا..............



ملت دارم به این فکر میکنم چه کلکی پیاده کنم که پدرم کارنامه مو نبینه........گرچه مادر گرام موجودی است بس دهن لق 




من برم میام:))


فعلا بای

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -