تبلیغات
ʇaķing Ovεr мε - دنگ دینگ دونگ....

دنگ دینگ دونگ....

جمعه 15 اردیبهشت 1391 03:11 ب.ظ

نویسنده : Shirin shafee

سلااااااااااااااااااااام.

خوبین؟


هوا بس ناجوانمردانه بارانی است.....صبح چندتا عکس انداختم الان طی عملیات خنگولانه ای زدم پاکشون کردم:)))))))

نو پرابلم.....

خب به به میبینم که هیکس وبمو نمیخونه.....ببخشیدا من خودم امار وبلاگمو میبرم بالا پس شماها چه کاره این؟ 

دیروز رفتم نمایشگاه کتاب.......از بس راه رفتم مردم...

با دوستم رفته بودم.هردوتامون سنمون کم میزنه هرکی میدید مثلا ما ازش سوال میپرسیدیم....میگفت بزرگترتون کو؟آخر سر تصمیم گرفتیم سوال نپرسیم.....

دنبال سالن ناشران خارجی بویدم...انقد مصلی رو دور زدیم(6بار)پاهام باد کرده بود....... 

انقدر حرص خوردم......وسط این ماجراها یکی اومده(پسر)میگه خانوم مترو مصلی کجاست؟نمیدونم کجام الان...منم نزدیک مترو بهشتی بودم بیچاره رو داشتم راهنمایی میکردم مصلی رو مثه خودم دور بزنه بره برسه مترو مصلی:))

آخر سر دوستم بهشون آدرسو گفت انقد بد نگاهم کردن نزدیک بود بمیرم...... 


دیگه خبر خاصی ندارم......


1*دارم میترکم از بی حوصلگی.

2*دوست دارم با لباس نازک برم زیر بارون خیس بشم سرمائم بخورم .

3*حال میکنم اینقد نفرت انگیزم.....میفهمی؟چندشناکم......همه میدونن.


بای تا آپ بعدی




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 15 اردیبهشت 1391 03:21 ب.ظ