تبلیغات
ʇaķing Ovεr мε - ..........

..........

جمعه 22 اردیبهشت 1391 02:57 ب.ظ

نویسنده : Shirin shafee

سلام دوستان


من همینجوریشم از  خانم ادبیاتمون بدم میومد اما با این کارش تنفرم نسبت بهش بیشتر شد..


من و دوتا از دوستام عادت داریم روی صندلی تک نفره میشینیم...اون روز خانم نوری اومد سرکلاس تا دید ما رو صندلی تک نفره ایم دادش رفت هوا و شروع کرد گفتن که من اینجوری تمرکز ندارم من اعصابم بهم میریزه درس یادم میره ما هم دیدیم اینجوریه بلندشدیم...

زنگ تفریح ما رفتیم بالا دیدیم خانم ناظم منتظرمونه......خانم نوریه دهن لقه یه کلاغ چهل کلاغ....رفته بود خبر داده بود.

من به خانم نوری گفته بودم درسو جلو بهتر یاد میگیرم اما ایشون به ناظم گفته بود شیرین میگه من نمیشنوم..... 

بیا قسم خدا و پیغمبر بخور که من اینو نگفتم........


خلاصه که از خجالتمون دراومد خانم ناظم......


از اون موقع به بعد ازش متنفر شدم....


خبر خاصی ندارم......اما درس دارم 


بای بای




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -